زندگینامه شهدای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

 
 
چه بر سر تام کت 6062امد؟
|

چه بر سر تام کت 6062امد؟

سرگرد علیرضا كریمایی از بهترین خلبانان جنگندۀ اف14 به همراه سروان مصطفی فصیحی برای آخرین ماموریت عملیاتی سال 90 خود به بوشهر اعزام شدند. امروز چهارشنبه 5 بهمن ماه نوبت شیفت آلرت آنهاست.اوضاع امنیتی آسمان مناسب نیست و آژیرهای مداوم اسكرمبل امان خلبانان را بریده است.از آغاز شیفت آلرت تا آخر شب حدود 7 سورتی پرواز كوتاه اسكرمبل داشتند كه در عین كوتاهی بسیار پر اضطراب و نفس گیر و خسته كننده است.در یكی از این پروازها مصطفی فصیحی كه در كابین عقب نقش كمك خلبان و افسر رادار وسلاح(RIO) را بر عهده دارد با گوشی موبایل خود از صفحه اسكوپ رادار فیلمبرداری میكند.18 هدف (TARGET) روی اسكوپ دیده میشود.با اضطراب میگوید : علیرضا 18 تا هدف داریم كدام را بزنیم ؟ علیرضا با كسب دستور از عملیات نهاجا راه برگشت به پایگاه را پیش میگیردو پس از چند دقیقه با عبوراز بالای جزیره شیف و دور ترافیك با پترن مشخص همیشگی روی باند نشسته و به آشیانۀ آلرت باز میگردد. سحرگاه پنج شنبه 6 بهمن 90خواب بودیم كه صدای آژیر اسكرمبل پدافندحوالی ساعت 4 صبح به صدا در آمد وهمه از خواب پریدیم.این زمان اعلام خطرو توالی آن، خبراز اتفاقات عجیبی در آسمان داشت.علیرضا و مصطفی با عجله پوتین های خود را بدون بستن بند و زیپ پوشیند و دوان دوان به سمت آشیانه هواپیمای آلرت دویدند.بین خواب و بیداری شنیدم كه مصطفی گفت : (( خدابه خیركنه.اگه برنگشتیم حلالمون كنید!)) روحیه او با این حرفها سازگار نبود و بعداز این همه سال این اولین باری بود كه این جمله را از او شنیدم.همیشه با خنده میگفت : بادمجون بم آفت نداره! روحیه بسیار بالایی داشت و به شغل خود افتخار می­كرد. هواپیمای تامكت به شماره سریال 6062-3 با این همه سال خدمت و جنگندگی جزو بهترین و سرحال­ترین تامكتهای ارتش به شمار میرفت.بطوریکه کاملترین و اکتیو ترین سامانۀ راداری را دربین تمام تامکتهای ایرانی داشت.همه پرسنل نگهداری از باب اطمینان روی این هواپیما حساب جداگانه ای بازكرده بودند.هواپیمایی كه مورد علاقه مرحوم سرتیپ جلیل زندی بود و افتخارات زیادی با آن كسب كرده بود.اول مصطفی وبعد علیرضا داخل كابین خود نشستند.ساعت4:15دقیق صبح پاورمتصل شد و با گردش كمپرسور موتور هواپیما روشن شد و پس از انجام سریع چك لیستها عمل خزش ( TAXI ) را انجام دادو به ابتدای باند رسید.بلافاصله پس از هماهنگی با برج مراقبت، علیرضا دسته گاز ( TRORRLE ) را جلوداد و پس سوز را روشن كرد.ساعت 4:23 دقیقه هواپیما با غرش مهیبی به حركت در آمد و به سبك خاص علیرضا كریمایی با 70 درجه زاویه از زمین كنده شد و اوج گرفت. تام کت بلافاصله روی خلیج فارس رفته و دو فروند هواپیمای متجاوز را شناسایی کرده و پس از توجه نکردن به اخطار پدافند و تام کت 6062-تام کت6062 اقدام به رهگیری هردو هواپیما میکند بلافاصله دو هواپیما از مرزهای ایران خارج شده حالا ساعت 4:25 دقیقه صبح است و هوا هنوز تاریک است.علیرضا راه برگشت را در پیش میگیرد.او باید طبق روال همیشه از بالای جزیره كوچك شیف عبور كند و پس از ورود به خشكی دور بزند تا در ابتدای باند قراربگیرد. هواپیما با كاهش تدریجی ارتفاع و در ارتفاع پایین با سرعت كم به سمت خشكی پیش میرود.کارکنان مواضع پدافندی ارتش كه كلاس­های پیچیده هواپیما شناسی را گذرانده اندو اف 14 را از صدای آن می­شناسند راه را برای عبور تامكت خسته باز می­گذارند.اما در مورد سپاه باید تاسف خورد كه علم را فدای اعتقادات و ظواهر میكنند.در حلیكه از ابتدای پرواز فقط 3دقیقه و 30 ثانیه سپری شده ، هواپیما بالای جزیره شیف میرسد و تا ساحل تنها 30 ثانیه زمان لازم است. پرواز در سكوت رادیویی انجام میشود.ناگهان برج مراقبت و گیرنده های زمینی ( كاروان-پست فرماندهی ) صدای فریاد سرگرد كریمایی را در اوج سكوت می­شنوند : یا حسین .... بعد صدای انفجار بسیار مهیبی تمام بوشهر را در بر میگیرد و ارتباط قطع میشود.خلبانان آلرت از خواب پریدند.یكی نقل كرده : به علیرضا پیام فرستادم : من خیلی نگرانتون هستم.شما حالتون خوبه ؟ اما زنگ گوشی داخل اطاق به صدا در آمد. موشك تور ام یك از موضع سپاه در جزیره شیف شلیك شد و به دلیل سرعت و ارتفاع پایین هیچ راهی برای فرار وجود نداشت وهواپیما در یك لحظه پودر شد و در گستره وسیعی از خلیج فارس متلاشی و پراكنده شد.در هواپیمای اف14 سامانه خروج اظطراری ejection طوری طراحی شده كه در هنگام خطر جدی خلبان را به بیرون پرتاب میكند.این فرایند كامل كه كمتر از یك ثانیه اتفاق می افتد شامل كنده شده شیشه حبابی conopy و خروج خلبانان ( اول صندلی ناوبر و بعد صندلی خلبان با زاویه افقی 45 درجه مخالف یکدیگر) می­باشد.در این مرحله یك صدم ثانیه نیز در مرگ و زندگی خلبان اثر دارد.موج انفجار به حدی بود كه سرگرد كریمایی مجال خروج را پیدا نكرد و پیكرش مانند هواپیما قطعه قطعه شد. تنها تكه هایی از روده و شكم وی كه زیر جی سوت قرار داشت در وضیعت سوخته داخل آب ریخت ، دو روز بعد توسط تیم نجات پیداشد.این تكه ها به گمان تیم نجات متعلق به هردو خلبان بود و درون تابوت هردو ی آنها آرام گرفت.اما سروان فصیحی چون نفر اول پرتاب شونده بود توسط صندلی پران مارتین بیکر از كابین خارج شد اما موج انفجار صورت وی را از ناحیه دهان به بالا متلاشی كرد و به سختی جان سپرد.به دلیل وزش باد شدید و هکس العمل های شدید وی که در حال جان کندن بود چتر نجات نارنجی رنگ وی مانند یك كفن كاملا بدور پیكرش پیچیده شد و همراه صندلی سنگین خود به قعر آب رفت و آرام گرفت.تیم نجات 48 ساعت مدام در حال جستجو بود.آنها تكه هایی از سمت راست هواپیما را که سوخته بود یافتند كه نشان میداد هواپیمادر حال گردش به راست و در زاویه بنك 35 درجه قرار داشته و موشك از پهلو و شكم به آن اصابت كرده است.ارتفاع و سرعت كم و نیز زاویه گردش هواپیما امكان دیدن موشك را از خلبانان گرفت.تنها صدای هشدار نزدیك شدن موشك آنها را به خود آورد و فریاد یاحسین شهید كریمایی كه حالا به درجه شهید سرهنگ خلبان ارتقا پیداكرده بود نیز به خاطر همین هشداربود.او حتی هنگام مرگ نیز از هواپیمای خود جدانشد و با آن ادغام شد.آنقدر با حرارت از ایمنی و كیفیت و قابلیت­های اف14 سخن میگفت كه همه را مجذوب خود و هواپیمایش میكرد.بعضی شبها كه شیفت آلرت بود از پلكان هواپیما بالا میرفت و روی كمر هواپیما میخوابید وكتابهای كابین عقب و كمك خلبان را به دقت مطالعه میكرد تا از كارهای وی اطلاع كامل داشته باشد.اوكه مخترع موتور جت ملی بود از لحاظ علم و مهارت پرواز و خصوصیات انسانی شهره همكاران و دوستانش بود.گروه نجات و امداد هرچه تفحص كرد اثر دیگری ازهواپیما و خدمه آن پیدانكرد.همه نظامیان و خانواده داغدارآنها منتظر شنیدن خبر این سانحه از رسانه ها بودند اماكوچكترین انعكاسی وجود نداشت.حتی سایتهای خبری نیز بدستور مقامات امنیتی خبر را از خروجی خود حذف كردند.مقامات استاندارو فرماندار بوشهر نیز بخاطر افشای خبر تحت فشار بودند.مساله امنیت ملی درمیان بود! در این هنگام شایعات ضدونقیض زیادی بگوش می­رسید.از اسارت خلبانها توسط امریكایی­ها گرفته تا شایعه منافق بودن آنها كه قصد داشتند نیروگاه بوشهر رابمباران كنند و تسط پدافند قهرمان سپاه ساقط شدند.این اخبار نیز بر داغ دل خانواده های داغدار می افزود حال آنكه می­شد با اعلام خبردر قالب یك پرواز آموزشی از حساسیت موضوع كاست.به هرحال تابوتها آماده تشییع بود.صبح روز شنبه 8 بهمن 90 مراسم بسیاربا شكوهی در پایگاه ششم شكاری شهید یاسینی برگزار شد و ارتشیان ارادت خود را به این دو كبوتر خونین بال نشان دادند.هنوز دل فرماندهان آشوب بود و از پیكر شهید فصیحی خبری نبود.كاری هم نمی­شد صورت داد.از جزیره شیف تا سواحل فراكه پر از تكه های پودر شده هواپیما بود.اولین چیزی كه پیدا شد چك لیستهای خیس و نیم سوختۀ خلبانان بود كه نشان از انفجار هواپیما در آسمان داشت.ساعت 11 صبح روز شنبه هواپیمای هركولس c-130 تابوت­ها را به اصفهان منتقل كرد تا در رمپ پرواز مورد استقبال خانواده ها قرارگیرد.مراسم تشریفات آمیخته با اشك و شیون پدرومادر پیر شهداو خانوادهای داغدار و خلبانان وكاركنان فنی بود.به دستور فرماندهی وقت پایگاه اصفهان سرتیپ2 خلبان علیرضا برخور، مراسم تشییع یك­روز عقب افتاد تا گروهی مامور ساختن آدمكهای یونولیتی شبیه پیكر انسان شوند.تابوت­ها آماده شد و صبح روز یكشنبه ساعت 8 صبح مراسم بی نظیری در پایگاه هشتم شكاری اصفهان برپا شد.تابوت­ها تشییع شد. بقایای پیكر شهیدكریمایی به تهران انتقال داده شد و در بهشت زهرا ، قطعه 50 ردیف 16 شماره 27 در دل خاك آرام گرفت.مراسم های گرامیداشت در حال برگزاری بود كه اتفاق عجیبی افتاد! 9 روز از این حادثه دلخراش گذشته بود كه ماهیگیران جزیره شیف و بندر بوشهر در امتداد تور ماهیگیری خود پارچه ای نارنجی رنگ را مشاهده كردند. عمق این منطقه بسیار كم است.جالب است بدانید خلیج فارس دریای كم عمقی است كه در عمیق ترین مناطق 100 متر فرورفتگی دارد.عمق اطراف جزیره شیف حدود 25 متر است.رنگ نارنجی تنها رنگی است كه در طبیعت بسیار كم یاب و یا نایاب است و علت انتخاب این رنگ در لوازم امدادی و جعبه سیاه هواپیما نیز همین است.این كفن نارنجی توسط ماهیگیران از آب خارج شد و پس از باز شدنش یك بدن بی سر همه را میخ كوب كرد.این پیكر یك خلبان شكاری است كه 9 روز تمام در آب مانده و توسط این چتر محكم مانند مروارید پیچیده شده تا از گزند جانوران دریایی محفوظ بماند.خداوند به هر كاری تواناست.نیاز به شناسایی ندارد.اتیکت روی سینه اش همه چیز را فریاد میزند: مصطفی فصیحی ! پیكرش شبانه و مخفیانه به اصفهان منتقل شد و در گلستان شهدای اصفهان درون قبر نورانی خود جای گرفت.سنگ قبر نیز عجولانه گذاشته شد تا اثر نبش قبر مخفی بماند. روح هردو این عزیزان قهرمان شاد


:: شهدا مرتبط: 0002 شهید علیرضا کریمایی، 1182 شهیددیگر
:: برچسب‌ها: شهید, خلبان, زندگینامه
نویسنده : دیلمی
تاریخ : جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶
زمان : 23:32
:: بنر شهادت هنر مردان خداست
:: شهید غلام رضا رنجبران
:: خلبان شهید غلامرضا رنجبران
:: شهید غلامرضا رنجبران
:: شهید عباس چمنی
:: شهید عباس چمنی
:: عکس شهید ابراهیم بازرگان
:: شهدایی که سرمربی تیم فوتبال صبای قم از آنان نام برد را بشناسید.
:: به یاد خلبان شهیدی که بازیکن برق بود
:: پوستر شهید خسرو عبدالکریمی
:: تصویر شهید خسرو عبدالکریمی
:: پوستر شهید علی اصغر سمساریان
:: تصویر شهید علی اصغر سمساریان
:: پوستر شهید ملک علی باباپور
:: تصویر شهید ملک علی باباپور